... هُـــدِس ...

" عالَم ِ نه اینجا را هدس گویند "

... هُـــدِس ...

" عالَم ِ نه اینجا را هدس گویند "

... هُـــدِس ...

.. / بسمـ الله الرحمن الرحیمـ / ..

...
..
.

و شَوقُنا لِکَربلآء ...

دیدار تو آخرین امید است حسین !

شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۴۴ ب.ظ

یعنی امسال هم مرا 
پای تلویزیون
یا لیتنا گویان 
می خواهی
یا ... ؟!

.
..
...



عصاره‌ی ناگفته ها ...

پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۷ ب.ظ
الا ار دست می‌گیری بیا کز سر گذشت آبم ...
  • آسیمه راحل

گزارشات جامع

يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۲۲ ب.ظ

چشماش خودِ لاهوت بود...

  • آسیمه راحل

استاد داشت توضیح می‌داد که نور چطور سیگنال می‌شود برای سلول های چشم و توی سلول های بینایی چه آبشار های بیوشیمیایی راه می‌افتد تا آن سیگنال به مغز مخابره شود و ما یک شیء را ببینیم.






داشتم فکر می‌کردم که دل‌تنگی، چه طور سیگنال می‌شود برای قلب و چه آبشار ملکولی راه می‌افتد که نتیجتا آن سیگنال، تیر می‌شود توی ِ تک تکِ سلول هایِ قلب ؟

...

چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۵۵ ب.ظ

 

 

 

 تمام ِ این بیست روز باقی مانده یکی یکی جمله های حُر را برایت بخوانم. 
 مدام، مدام، مدام بخوانم " انّی والله اُخیِّرُ نفسی بین الجنه و النار " و هی از تو بخواهم که برسانی ام به حرمت، به گنبدت، که سلامت دهم ... که نجات پیدا کنم از این برزخ ... که برسم به بهشت ...

 تمام ِ این بیست روز باقی مانده یکی یکی جمله های حُر  را برای خدایت بخوانم ... اللهم انی تُبتُ اِلَیک ... بعد هی سرم را پائین بیاندازم و به پشتوانه ی تو درخواست کنم :  فَتُب علَیَّ ... 

هی بخواهم که برسانی ام به حرمت که مثل حر دست بگذارم روی سرم و به یکی یکی اشتباهاتم اعتراف کنم ، رو به رویت بشکنم و ببینی شکستنم را ...

هی بخواهم برسانی ام به حرمت تا رو به رویت بایستم و بپرسم فَهَل تری لی مِن توبه ؟  

از خدایت بپرسم ، حالا که آمده ام کربلا چه ؟ حالا هل تری لی من توبه ؟ 

آخ حسین ... 

آخ حسین ... 

خدا به تو که نه نمی گوید ... تو بخواه ...

تو

خودت را

برای من

از خدا

بخواه ... 

.

.

.

بعدا نوشت:

امشب ، شب ِ اول ِ قبر ِ خواهر ِ یکی از عزیز ترین دوستانم است .... می شود لطفا برایش فاتحه بخوانید ؟