... هُـــدِس ...

" عالَم ِ نه اینجا را هدس گویند "

... هُـــدِس ...

" عالَم ِ نه اینجا را هدس گویند "

... هُـــدِس ...

.. / بسمـ الله الرحمن الرحیمـ / ..

...
..
.

و شَوقُنا لِکَربلآء ...

آخرین جرعه ی این جام ِ تهی ...

جمعه, ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۱۳ ق.ظ

آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش ...




برای تو خیلی حرف ها داشتم. می خواستم  برایت از سیر صعود بگویم ، برایت از سیر سقوط بگویم. من برای ِ تو، قدر ِ عمرم حرف ِ تا به حال نزده ، حرف ِ تا به حال نشنیده داشتم ... نمی دانی اما، بیت هایی از حافظ را کنار گذاشته بودم تا برایت بخوانم و داستان ِ شان را توی ِ زندگی خودم برایت تعریف کنم. من برای ِ تو، حرف های ِ زیادی را کنار نگه داشته بودم ... پاراگراف های زیادی را توی ِ کتاب های ِ مختلف، علامت زده بودم تا برایت بخوانم. تا با تو در موردشان حرف بزنم ... تا با آن ها، تو را در کنار ِ خودم به فکر کردن دعوت کنم.
می خواستم برایت بگویم " راهی ست راه ِ عشق که هیچش کرانه نیست ... " می خواستم با هم ببینیم که این مصرع، جز واقعیت نیست. می خواستم آهسته آهسته برسانمت به مصرع دومش. به آنجا که می گوید " آن جا جز آن که جان سپارند، هیچ چاره نیست ... " 
می خواستم بگویمت توی این دنیا، یک انگیزه است که زندگی بخش است و آن هم عشق است. چیزی اگر جز عشق، انگیزه یِ ماندنت باشد ، حتم بدان که انتهای ِ راهش منجلاب است ... گرداب است ... غرقاب است ... که توی زندگی فقط عشق است که رسد به فریاد ِ آدمی ... می خواستم برایت بگویم  توی این دنیا فقط یک چیز است که ارزش دارد جان فدایش کنیم و آن هم از قضا باز عشق است. می خواستم بگویمت  رنج آن جا شکل می گیرد که می مانی بین ِ مردن یا زندگی کردن برای ِ عشق ... بین ماندن یا رفتن در راه ِ عشق ... 
برای تو حرف های زیادی داشتم ... از هر آن چه که فکرش را کنی. می خواستم خدا را نشانت دهم که چه طور در تک تک ِ قطره های ِ باران حلول می کند و چه طور با هر بار بارش باران ، بر جان ما نازل می شود ... می خواستم برایت از روی کوه ها، برایت از روی رود ها، برایت از روی درخت ها، آیه آیه قرآن بخوانم ... می خواستم غرق شویم در آسمان ِ صاف ِ آبی تا برایت بگویم که بعضی نگاه های ِ از آسمان، چه طور زندگی ِ روی ِ زمین مان را سامان می دهند ... می خواستم توی ِ گِل های ِ جاده های خاکی ِ باران خورده ، دویدن را یاد بگیری بی آن که فکر ِ کثیف شدن، لحظه ای مانع ِ لذت بردنت شود ... می خواستم برایت بگویم من بعد ِ عمری رسیدم به درک " آسان گیر بر خورد کارها کز روی ِ طبع // سخت می گیرد جهان بر مردمان ِ سخت کوش " ، تو اما تلاش کن که زود برسی ... می خواستم نشانت دهم که بعضی وقت ها چه قدر خنداندن آسان است. می خواستم نشانت دهم که بعضی وقت ها چه قدر گریاندن آسان تر است ... می خواستم بگویمت توی این دنیا، خوب است آدم کسی باشد که بیش از آن که تشنه ی محبت دیدن باشد، تشنه ی محبت کردن باشد ... و بعد برایت بگویم " هل الدین الا الحب ؟ " و بعد برایت بگویم که هر چه قدر برای مردمان حبیب تر ، پیش ِ خدا محبوب تر ...
می خواستم برایت از دنیا بگویم. از این که سخت است ، سخت می گیرد ... می خواستم بگویم اگر چه که عشق، شرط است اما ... به قول آن شاعر بچه بازیست مگر عشق؟ جگر می خواهد ... می خواستم بگویمت که من یک بار چه طور لاف ِ عشق زدم و چه طور در راهش در ماندم ...طوری که اگر نبود نگاه ِ محبوب ، مرا چه به ماندن بر سر عهد ؟ طوری که اگر نبود دستگیری ِ محبوب ، هزار بار راهی که به هوای ِ عشق رفته بودم را بر میگشتم ... می خواستم برایت بگویم که چه خطر ها بود در ره ِ منزل ِ لیلی ... چه خطر های غیر عادی بود در راه ِ کربلا ... 
می خواستم برایت از دنیا بگویم که چه طور بی توجه به ما ، به دل ِ ما ، به روح ِ ما می گذرد و خردمان می کند بی آن که " آخ " ما اصلا به گوشش رسیده باشد ... می خواستم بگویمت که دنیا را نباید وقعی بنهی ، چرا که ما به کفشش هم نیستیم ! 
 می خواستم برایت از کوتاهی ِ دوام ِ روز های ِ سرنوشت ساز بگویم و بگویمت که قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند // بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم ... 
با تو حرف های زیادی داشتم. حرف های زیادی هم برای گفتن .. هم برای نگفتن .. 
می خواستم برایت از همه ی این ها بگویم، حالا اما تو فقط .. از من این را داشته باش! که دنیا هر طور که عشقش بکشد می چرخد نه هر طور که بخواهیم... و این بار طوری چرخیده که تمام " می خواستم " های من ماضی بمانند و به حال نکشند ...
  • ۹۷/۰۸/۱۱
  • آسیمه راحل

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.