... هُـــدِس ...

" عالَم ِ نه اینجا را هدس گویند "

... هُـــدِس ...

" عالَم ِ نه اینجا را هدس گویند "

.. / بسمـ الله الرحمن الرحیمـ / ..

...
..
.


از روز هایی که گذشت ...

جمعه, ۷ دی ۱۳۹۷، ۰۶:۵۶ ب.ظ


گفت بنشین، سوره ها را بخوان، با صدای قاری های متفاوت گوش کن، حین خواندن به معنا ها دقت کن. بعد همان طور که می‌گویی در فلان زمینه ی موسیقی فلانی را دوست داری، بیا و به من گزارش بده که چه سوره ای را با چه صدایی دوست داری ... می‌گفت برای این کار وقت بگذار. درست است که قرآن را باید بخوانی، معنا کنی، تفسیر کنی اما گاهی لازم است بشنوی و فقط بشنوی ... برای همین لازم است با حساسیت ، قاری مورد علاقه ات را پیدا کنی.
دیروز که گزارش می‌دادم، چند تا سوره ای که گوش داده بودم را گفتم. آن میان گفتم که سوره ی رعد را با صدای شاطری دوست دارم.
خواست که سوره را با همین صدا پِلی کنم. آیات یکی یکی پیش رفتند تا رسیدند به آیه ی " الله یَبسُطُ الرزق لمن یشاء" با دست اشاره کرد تا سوره را stop کنم. بعد معنای آیه را از من پرسید. گفتم خدا بسط میدهد رزق هر کس را که بخواهد.
نگاهم کرد و چند ثانیه ای در چشم هایم قفل شد. گفت:
" آدم ها رزق یکدیگرند. پس آن کس که دلش با ما پیوند میخورد، رزق ماست و آن کس که دلش از ما بریده می‌شود، رزق ما نبوده ... "
توضیح داد که چند وقت پیش در شرایط بدی بوده که این جمله را از استادش شنیده ... گفت هر وقت که به این آیه از رعد فکر می کند، همین حرف ِ استادش توی ذهنش نقش می بندد ... 

انگار آن همه راه آمده بودم که فقط همین یک حرف را بشنوم... گوشه ی دفترچه ام یادداشتش کردم. که سر وقت بنشینم، بزرگ بنویسمش و مدت ها به آن فکر کنم...
 گفت متاسفانه یا شاید خوشبختانه، برای کسانی که خوب شناختنت خیلی زود لو میری ... حالاتت از وجهت کاملا معلومه ...
این حرف یعنی فهمیده بود که حرفش چه طوفانی در دل من به پا کرده... خندید.گفت :
لابد ؛ ما ز یاران چشم یاری داشتیم ...
گفتم حتما ؛ خود غلط بود آن چه می‌پنداشتیم ...
گفت دل ملاک است. ندیدش نگیر ... اشتباه می کند گاهی، اما خیلی وقت ها حرفش درست است ...
گفتم آدم از کجا می‌فهمد چه دلی، به دلش گره خورده ...؟
باز هم خندید... مکث کرد. گفت از تو بعید بود همچین سوال پیش پا افتاده ای کنی ... آسان است ...  

من اما جوابی نداشتم که بدهم. واقعا برایم سوال بود و هست ... آدم از کجا باید بفهمد که چه دلی ، به دلش گره خورده ... ؟

گفت تکلیف بعدی ات باشد، پیدا کردن جواب ِ این سوال خودت ! 

دستم را سمت موبایلم بردم. گفتم سوره رو ادامه بدیم ؟
گفت نه. تا همین جایش را می‌خواستم ...
بعد از کتاب هایی که باید می‌خواندم، پرسید. رشد و اخبات از عین صاد را باید می‌خواندم. پدر، مادر ما متهمیم را از دکتر شریعتی.
کتاب ها را از کوله پشتی ام درآوردم و تحویلش دادم. ورق زد و جاهایی از کتاب ها را که هایلایت کرده بودم یا علامت زده بودم را به دقت خواند. کمی با هم در موردشان گپ زدیم.

در مورد یکی از کار هایی که مدت طولانی ست توی برنامه ام است ولی هنوز انجامش نداده ام پرسید. گفتم که نرفته ام دنبالش. سفارش اکید کرد نگذارم گوشه ی ذهنم بماند تا آرامشم را ببلعد. امروز، قدم اولش را برداشتم. می دانم کار سختی ست و می دانم هماهنگ کردنش اعصاب خوردی های زیادی خواهد داشت، اما از آن طرف هم می دانم آرامش زیادی برایم خواهد آورد ... 

  • ۹۷/۱۰/۰۷
  • پرواز ...

نظرات  (۲)

  • .: مهتاب :.
  • فکر می‌کنم اون سوال به تعداد آدم‌ها جواب داره. احتمالا جواب من به کار شما نمیاد و بالعکس:)
    گرچه شاید زمان بتونه یه چیزایی رو به تدریج روشن یا حل کنه.
    پاسخ:
    شاید ... هر چند که فکر میکنم باید راه مشخصی وجود داشته باشه که برای همه صدق کنه...


    زمان، تبعات جبران ناپذیری داره..گذر زمان، اگر چه که میتونه راه باشه، راه اصلی نیست به نظرم
    البته مبناها متفاوته
    و حتی یه بار مرحوم بهاء الدینی داشت قرآن گوش می داد با نوار، یه طلبه کنارش بود گفت آقا این قاری سنیه و گوش ندید. نمی فهمه قرآن چیه.
    ایشون فرمود چه سنی چه شیعه نمی دونن قرآن چیه.
    اما از من می شنفید صدای قاری سنی که حب ملعونترین ملعونای خلقت تو دلشه و باطنش ولایتی نیست(حتی بر فرض اینکه محب امام علی ع هم باشه) گوش ندید و با قرآنی که خط عثمان طه هست قرآن نخونید و استخاره نگیرید و از این حرفا.
    :)
    پاسخ:
    به همون لبخند انتهای کامنت تون اکتفا میکنم :)


    ولی حالا شما العفاسی رو یه امتحانِ کوچولوش کنید. نمیدونم شیعه ست یا سنی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی