... هُـــدِس ...

" عالَم ِ نه اینجا را هدس گویند "

... هُـــدِس ...

" عالَم ِ نه اینجا را هدس گویند "

... هُـــدِس ...

.. / بسمـ الله الرحمن الرحیمـ / ..

...
..
.

و شَوقُنا لِکَربلآء ...

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا ...

چهارشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۳:۳۳ ب.ظ

۱.صبحی هنوز هوا گرگ و میش‌ بود که زدم بیرون. بی آنکه لباس گرم بپوشم. هوا هم سرد شده بود...  ذهنم پر بود از یک سری افکار در هم تنیده ی به هم پیچیده . با خودم فکر میکردم این پنج صبح بیدار شدن ها نباید هدر بروند .... نباید هدر بروند ... ناخودآگاه قدم هایم تند تر شده بود. در صبحی به آن سردی ، قطرات عرق نشسته بود روی پیشانی ام . که انگار‌ چکیده ی افکار توی سرم بودند ... چکیده ی حرارت وجودی ام ... چاره ما ساز که بی یاوریم // گر تو برانی به که روی آوریم ؟
.

۲. دیر رفتم. در حد ده دقیقه. انتهای سالن نشستم. برگه را نیاوردند. به مراقب اشاره کردم. گفت برگه امتحانی تمام شده. آمد پیشم و گفت تایم شما رو براتون لحاظ می‌کنیم. عین خیالم نبود که سر جلسه ام. چشم‌هایم را بستم، سرم را به دیوار تکیه دادم.چشم هایم را که باز می‌کردم بچه ها را می‌دیدم که چطور درگیر سوالات اند. یکی پایش را بی تاب تکان میداد یکی با انگشت هایش ضربه های ریزی به سرش می‌زد تا لابد نکته ی ریزی را که فراموش کرده به یاد بیاورد، یکی تند و تند می‌نوشت ... یکی با نگرانی استاد را صدا می‌زد، یکی .. یکی .. می‌دانی ؟ همین صحنه شرح دقیق این روزهای من است. می‌بینم که همه دارند خودشان را به آب و آتش می‌زنند و من بی خبر از آنچه که دارد می‌گذرد فقط نشسته ام به مبهوت تماشا کردن ...
نیم ساعت که گذشت برگه امتحانی آمد. دیگر انگار میل پاسخ دادن نداشتم...!
.
.
اولی را اواخر آذر ماه پارسال نوشته ام. دومی شرح حال همین چند روز پیش است ... ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا ...

.

.

از دیروز آن بیت فاضل که میگوید

 چیزی از عمر نماندست ولی می‌خواهم // خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم 

گیر کرده توی گلویم و دارد دست و پا می‌زند تا خودش را بیرون بکشاند و روی زبانم جاری شود ... 

  • ۹۷/۰۴/۱۳
  • آسیمه راحل

نظرات  (۲)

سلام!

دل پر از شوق رهایی ست ولی ممکن نیست  /  به زبان آورم آن را که تمنا دارم…

 بگذار جاری شود…
پاسخ:
سلام

صبحی داشتم بهتون فکر میکردم اومدم اینجا دیدم کامنت گذاشتید :))


  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • شمام که خسته ای خواهر :)
    دلم میخواست نزدیک بودیم یه دیدار حضوری می گذاشتیم.
    پاسخ:
    خستگی دامن گیر خیلی ها شده این روزا :( 
    هوم ... خیلی خوب میشد :(

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی